احلی من العسل
شهد شیرین شهادت
اللهم الرزقنا
احلی من العسل

هیچ می دانی که رمل و ماسه چیست ؟
بین ابروها رد قناسه چیست ؟

رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
ار کاروان چه ماند جز آتشی به محمل

ای کشتگان عشق برایم دعا کنید
یعنی نمی شود که مرا هم صدا کنید ؟

ای رها گردیدگان آن سوی هستی قصه چیست ؟

ای سفر کرده به افلاک به یادت هستیم

این همان همسنگر دیروز توست

شهدا سنگ نشانند که ره گم نکنیم

روزگاری با شهیدان بوده ایم ، افسانه نیست

چون چاره نیست می روم و می گذارمت
ای پاره پاره تن به خدا می سپارمت

از بزم طرب باده گساران همه رفتند
ما با که نشینیم که یاران همه رفتند
بطلبید
بطلبید
بطلبید
بطلبید
بطلبید
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11:44 توسط «« کاتب »»
|
ای کشتگان عشق ، برایم دعا کنید